تبليغاتX
روستای زیبای مارین - حسرت
چویل
روزي روزگار از خبر گرسنگي هم وطنانمان رگ گردنمان بيرون مي زد.

روزي روزگاري براي رسيدن به حق و عدالت حاضر بوديم همه چيز مان را بدهيم.

روزي روزگاري براي آنكه همه ي ابناي وطن به حقوق واقعي خود برسند دست به اسلحه شديم و با ظالم جنگيديم...

اينك چه ؟

هر كدام رخت خويش برداشته و مي دويم و همديگر را له مي كنيم تا فقط خود و خانواده ي خود را از معركه نجات دهيم!.

سر در آخور دنيا داريم و ثقل سامعه گرفته ايم تا فرياد مظلوم را نشنويم و وجدان درد نگيريم...

نكند خدايا ما (امت خميني ) را به خود وانهاده اي ؟...

ببخشيد ديگر نمي توانم بنويسم................

+ نوشته شده در  17 Jul 2008ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط علی معصومی  |